اصفهان، خیابان مسجد سید، خیابان آیت الله زاهد، نرسیده به چهارراه میرداماد،مرکز مشاوره کوثر 031-32333653 8:00 الی 20:00

چگونه بفهمیم طرف مقابل برای ازدواج مناسب ماست ؟

به نام آنکه کوثر را آفرید 


چگونه بفهمیم طرف مقابل برای ازدواج مناسب ماست؟   
نویسنده: دکتر مرضیه جلالی  
 
دکتری مشاوره از دانشگاه اصفهان   
آیا دوست داشتن برای ازدواج کافی است؟  

در مشاوره پیش از ازدواج، یکی از پرتکرارترین جمله هایی که از مراجعان میشنوم این است: 
ما همدیگر را خیلی دوست داریم، اما نمی دانیم برای ازدواج مناسب هم هستیم یا نه . 
این سؤال، سؤال بسیار مهمی است. 
زیرا  علاقه عاطفی و تناسب برای ازدواج، دو مفهوم یکسان نیستند .

ممکن است دو نفر نسبت به یکدیگر کشش عاطفی شدیدی داشته باشند، اما در زمینه هایی مانند تنظیم هیجان، سبک دلبستگی،  
مرزبندی با خانوادهها، حل تعارض یا ارزشهای بنیادین زندگی، تفاوتهایی داشته باشند که پس از ازدواج به چالشهای جدی تبدیل  
شود. 
در تجربه بالینی، بسیاری از مشکلاتی که زوجها پس از ازدواج با آن مواجه میشوند، ناگهان ایجاد نشدهاند. نشانه های بسیاری از این  
مشکلات در دوران آشنایی وجود داشته است؛ اما به دلیل شدت هیجان عاطفی، ترس از دست دادن رابطه یا امید به تغییر طرف  
مقابل، به اندازه کافی دیده نشدهاند. 
به همین دلیل، در ارزیابی پیش از ازدواج بهتر است به جای تمرکز صرف بر این سؤال که: 
آیا او را دوست دارم؟  
سؤال های دقیقتری مطرح کنیم: 
• آیا از نظر روانشناختی برای رابطه صمیمی آمادگی دارد؟  
• در زمان تعارض چگونه هیجان خود را تنظیم میکند؟  
• آیا میتواند مسئولیت رفتار خود را بپذیرد؟  
• آیا از نظر عاطفی به اندازه کافی مستقل است؟  
• آیا مرز سالمی با خانواده اصلی خود دارد؟ 
• آیا تفاوت های اساسی ما قابل مدیریت هستند؟  
• آیا رابطه ما بر پایه انتخاب شکل گرفته یا بر اساس ترس، وابستگی و نیاز؟  
در ادامه، ۲۱ شاخص مهم را بررسی میکنیم. 
۱ .امنیت دلبستگی: آیا رابطه برای شما احساس امنیت ایجاد می کند؟  
یکی از مهمترین موضوعات در بررسی روابط عاطفی، الگوی دلبستگی است. 
هر فردی با مجموعه ای از تجربه های اولیه، روابط گذشته و الگوهای ذهنی وارد رابطه عاطفی میشود. این تجربه ها میتوانند بر نحوه  
نزدیک شدن، اعتماد کردن، ابراز نیاز و واکنش به فاصله عاطفی تأثیر بگذارند. 
در یک رابطه، ممکن است فردی دائماً نگران ترک شدن باشد و به اطمینان خواهی مداوم نیاز داشته باشد. 
فرد دیگری ممکن است در برابر صمیمیت عقب نشینی کند و هرگونه نیاز عاطفی را تهدیدی برای استقلال خود بداند. 
در این شرایط، گاهی یک چرخه شکل میگیرد: 
هرچه یک نفر بیشتر به رابطه نزدیک می شود، نفر دیگر بیشتر فاصله می گیرد؛ و هرچه نفر دوم فاصله می گیرد، نفر اول بیشتر  
اطمینان خواهی می کند. 

این چرخه میتواند رابطه را فرسوده کند . 
بنابراین سؤال مهم این نیست که: 
آیا طرف مقابل سبک دلبستگی کاملاً ایمنی دارد؟  
هیچکس در همه روابط و همه شرایط کاملاً ایمن عمل نمیکند. 
سؤال مهمتر این است: 
آیا فرد می تواند الگوهای عاطفی خود را بشناسد و در صورت نیاز، برای اصلاح آن ها تلاش کند؟  
۲ .تنظیم هیجان: هنگام خشم، اضطراب و ناکامی چه اتفاقی می افتد؟
 
ازدواج فقط زندگی در روزهای آرام نیست. 
زوجها با فشار مالی، بیماری، خستگی، تغییرات شغلی، مشکلات خانوادگی و ناکامیهای مختلف مواجه میشوند. 
بنابراین یکی از شاخصهای مهم آمادگی برای ازدواج، توانایی تنظیم هیجان است. 
تنظیم هیجان به این معنا نیست که فرد هرگز عصبانی، ناراحت یا مضطرب نشود. 
بلکه یعنی بتواند: 
• احساس خود را تشخیص دهد؛  
• شدت هیجان را مدیریت کند؛  
• بدون آسیب زدن به دیگری واکنش نشان دهد؛  
• در صورت نیاز از گفت وگو فاصله بگیرد؛ 
• پس از آرام شدن به مسئله بازگردد. 
برای مثال، میان این دو رفتار تفاوت زیادی وجود دارد: 
الان خیلی عصبانی هستم. بهتر است نیم ساعت فاصله بگیریم و بعد صحبت کنیم . 
و: 
اگر الان حرف نزنی، همه چیز را خراب می کنم. 
یا: 
تو را تهدید می کنم، تحقیر می کنم و بعد همه چیز را به گردن عصبانیت می اندازم . 
خشم میتواند طبیعی باشد؛ اما خشونت، تهدید و تحقیر، مهارت تنظیم هیجان محسوب نمی شوند. 
۳ .سبک حل تعارض: آیا مشکل را حل می کنید یا فقط از آن عبور می کنید؟  
در ارزیابی بالینی زوجها، صرفاً تعداد اختلافها اهمیت ندارد. 
مهمتر از آن، الگوی تعارض است. 
برخی زوجها پس از اختلاف به گفتوگو میرسند. 
برخی دیگر وارد چرخهای تکراری میشوند: 
انتقاد ←  دفاع  ←   حمله  متقابل   ← کناره گیری  ←  فاصله عاطفی  
در چنین الگویی، هر اختلاف جدید، مشکلات قبلی را نیز فعال میکند. 
یکی از زوج ها ممکن است دائماً انتقاد کند و دیگری برای فرار از تنش سکوت کند. سکوت نفر دوم، نفر اول را بیشتر عصبانی میکند  
و انتقاد بیشتر، نفر دوم را بیشتر به کنارهگیری سوق میدهد . 
این چرخه میتواند بارها تکرار شود. 
بنابراین در مشاوره پیش از ازدواج باید پرسید: 
وقتی با هم اختلاف پیدا می کنید، دقیقاً چه چرخه ای شکل می گیرد؟  
آیا میتوانید درباره یک مشکل صحبت کنید، بدون اینکه شخصیت یکدیگر را زیر سؤال ببرید؟ 
تفاوت زیادی وجود دارد میان: 
من از این رفتار تو ناراحت شدم. 
و: 
تو آدم بی مسئولیتی هستی. 
اولی درباره رفتار صحبت میکند؛ دومی به شخصیت حمله میکند. 
۴ .مسئولیت پذیری روان شناختی: آیا می تواند سهم خود را در مشکلات ببیند؟  
یکی از شاخصهای مهم بلوغ عاطفی، توانایی پذیرش سهم خود در تعارض ها است. 
هیچ رابطه ای را نمیتوان با این فرض تحلیل کرد که همیشه فقط یک نفر مقصر است. 
فردی که میتواند بگوید: 
من هم در شکل گیری این مشکل نقش داشتم  
معمولاً ظرفیت بیشتری برای اصلاح رابطه دارد. 
در مقابل، اگر فردی همیشه خود را قربانی بداند و طرف مقابل را عامل تمام مشکلات معرفی کند، احتمال تغییر الگوهای تعاملی  
کاهش مییابد. 
در کار بالینی، تفاوت مهمی میان احساس گناه و مسئولیت پذیری  وجود دارد. 
مسئولیت پذیری یعنی: 
این رفتار من به رابطه آسیب زد و می خواهم آن را اصلاح کنم. 
نه اینکه فرد خود را بهطور کلی آدم بدی بداند . 
۵ .تمایزیافتگی: آیا می تواند هم صمیمی باشد و هم استقلال خود را حفظ کند؟  
یکی از مفاهیم مهم در بررسی آمادگی برای ازدواج، تمایزیافتگی خود است. 
فردی که تمایزیافتگی مناسبی دارد، میتواند: 
• رابطه صمیمی داشته باشد؛ 
• نظر متفاوتی از همسرش داشته باشد؛  
• بدون فروپاشی عاطفی با مخالفت مواجه شود؛ 
• از خانواده خود استقلال روانی نسبی داشته باشد؛  
• در عین وابستگی عاطفی، هویت فردی خود را حفظ کند. 
در مقابل، گاهی فرد برای حفظ رابطه، تمام خواسته ها و مرزهای خود را کنار میگذارد. 
یا برعکس، آنقدر از صمیمیت میترسد که هیچ فضای مشترکی برای رابطه ایجاد نمیکند. 
ازدواج سالم به معنای حل شدن کامل یک فرد در دیگری نیست. 
صمیمیت سالم یعنی ما شکل بگیرد، بدون اینکه من به طور کامل از بین برود. 
۶ .مرزهای روانی: آیا رابطه شما با خانواده های اصلی، مرز مشخصی دارد؟  

بسیاری از تعارض های زوجین، در ظاهر میان زن و شوهر اتفاق میافتد؛ اما ریشه آن ها در مرزهای نامشخص با خانوادههای اصلی  
است. 
سؤال های مهم عبارتاند از: 
• آیا فرد میتواند در برابر خانواده خود تصمیم مستقل بگیرد؟ 
• آیا مسائل خصوصی زوج را به خانواده منتقل میکند؟  
• آیا برای تصمیمهای مهم زندگی، دائماً به تأیید خانواده نیاز دارد؟  
• آیا همسر خود را در برابر خانوادهاش تنها میگذارد؟  
• آیا از همسرش انتظار دارد برای جلب رضایت خانواده او، از نیازهای خود صرفنظر کند؟ 
مرزبندی سالم به معنای قطع ارتباط با خانواده نیست. 
به معنای این است که زندگی مشترک، حریم و تصمیم های مستقل خود را داشته باشد. 
۷ .انعطاف پذیری روان شناختی: آیا فقط یک راه را درست می داند؟  
زندگی مشترک با انسان دیگری، یعنی مواجه شدن دائمی با تفاوتها. 
افراد انعطافپذیر میتوانند بپذیرند که: 
ممکن است من درست فکر کنم، اما تنها فردی نباشم که میتواند درست فکر کند
انعطافپذیری یعنی فرد بتواند در شرایط جدید: 
• نظر خود را بازبینی کند؛  
• از تجربه یاد بگیرد؛  
• مذاکره کند؛  
• بخشی از خواسته خود را تغییر دهد؛  
• میان نیازهای خود و رابطه تعادل ایجاد کند . 
فردی که هرگونه تغییر را شکست میداند و همیشه اصرار دارد همهچیز دقیقاً مطابق خواسته او باشد، ممکن است در زندگی مشترک  
با دشواری زیادی مواجه شود. 
۸ .سبک ارتباطی: آیا نیازهای خود را مستقیم بیان می کند؟  
یکی از مشکلات شایع در زوجها، ارتباط غیرمستقیم است. 
فرد ناراحت است، اما میگوید: 
هیچی نیست . 
انتظار دارد طرف مقابل ذهن او را بخواند. 
بعد، وقتی طرف مقابل متوجه نیاز او نمیشود، ناراحتی افزایش پیدا میکند. 
ارتباط سالم یعنی بتوانیم بگوییم: 
من از این رفتار ناراحت شدم. 
الان به حمایت تو نیاز دارم . 
دوست دارم درباره این موضوع با هم تصمیم بگیریم . 

هیچکس نمیتواند همیشه ذهن طرف مقابل را بخواند. 
بنابراین یکی از مهارتهای مهم برای ازدواج، توانایی بیان مستقیم، روشن و محترمانه نیازها است. 
۹ .آیا رابطه بر پایه انتخاب است یا وابستگی؟  
علاقه و وابستگی عاطفی را نباید با هم یکی دانست. 
در رابطه سالم، فرد میتواند بگوید : 
من تو را انتخاب می کنم. 
اما در وابستگی شدید، ممکن است پیام درونی این باشد: 
من بدون تو نمی توانم زندگی کنم . 
ترس از تنهایی، ترس از ترک شدن و نیاز شدید به تأیید میتواند فرد را به رابطه ای نگه دارد که از نظر منطقی و روانشناختی برای 
او مناسب نیست. 
در مشاوره پیش از ازدواج، باید بررسی شود: 
آیا این فرد از روی انتخاب وارد ازدواج می شود یا از ترس تنهایی و از دست دادن؟  
این دو، از نظر روانشناختی تفاوت مهمی دارند. 
۱۰ .طرحواره های فعال: آیا رابطه زخم های قدیمی را تشدید می کند؟  
گاهی فرد فکر میکند عاشق یک شخص خاص شده است؛ اما در واقع، بخشی از رابطه با نیازها و زخمهای قدیمی او ارتباط دارد. 
برای مثال، فردی که در کودکی احساس نادیده گرفته شدن داشته است، ممکن است به شدت جذب فردی شود که دائماً توجه خود 
را دریغ میکند. 
چرا؟  
زیرا ناخودآگاه امیدوار است این بار بتواند عشق و توجهی را به دست آورد که در گذشته دریافت نکرده است. 
یا فردی که تجربه رهاشدگی داشته، ممکن است به رابطهای بسیار بیثبات وابسته شود و دائماً تلاش کند طرف مقابل را حفظ کند . 
در چنین شرایطی، گاهی سؤال مهم این نیست که: 
چرا این فرد را دوست دارم؟  
بلکه باید پرسید: 
این رابطه کدام نیاز یا زخم قدیمی من را فعال می کند؟  
شناخت این الگوها میتواند در تصمیمگیری پیش از ازدواج بسیار کمک کننده باشد . 
۱۱ .ارزش ها و اهداف زندگی: آیا تفاوت های شما قابل مذاکره است؟  
در ارزیابی پیش از ازدواج، تفاوتها بهتنهایی نشانه نامناسب بودن رابطه نیستند. 
آنچه اهمیت دارد، نوع تفاوت است. 
برای مثال، تفاوت در علایق ممکن است بهراحتی مدیریت شود. 
اما تفاوت بنیادین درباره: 
• فرزندآوری؛ 
• محل زندگی؛  
• مهاجرت؛ 
• سبک مالی؛  
• رابطه با خانوادهها؛  
• نقشهای جنسیتی؛  
• سبک زندگی؛  
ممکن است نیازمند گفتوگوهای جدیتری باشد. 
باید بررسی کرد: 
آیا این تفاوت قابل مذاکره است؟  
یا یکی از طرفین مجبور است برای ادامه رابطه، از یک ارزش اساسی خود دست بکشد؟  
گاهی سازگاری به معنای شبیه بودن نیست. 
سازگاری یعنی بتوانیم تفاوت های مهم را بدون از دست دادن هویت خود مدیریت کنیم . 
۱۲ .آیا فرد ظرفیت رشد و دریافت کمک تخصصی دارد؟  

یکی از مهمترین شاخصهای پیشبینیکننده سلامت رابطه، این نیست که فرد هیچ مشکلی نداشته باشد . 
بلکه این است که: 
آیا می تواند مشکل خود را ببیند؟  
آیا حاضر است بازخورد بگیرد؟ 
آیا در صورت نیاز از کمک تخصصی استفاده میکند؟  
آیا میتواند بپذیرد که برخی الگوهای رفتاری او به رابطه آسیب میزنند؟  
فردی که میگوید: 
من هیچ مشکلی ندارم و همه مشکل از دیگران است  
معمولاً ظرفیت محدودی برای تغییر دارد. 
اما فردی که میگوید: 
می دانم در این زمینه مشکل دارم و می خواهم روی آن کار کنم  
ممکن است حتی با وجود برخی مشکلات، ظرفیت رشد بالاتری داشته باشد. 
پرچم قرمزهای بالینی که نباید به سادگی نادیده گرفته شوند  
برخی رفتارها نیازمند بررسی جدی هستند، بهویژه زمانی که به صورت الگوی تکرارشونده دیده میشوند: 
خشونت  
خشونت فیزیکی، تهدید، ایجاد ترس و تخریب اموال را نباید صرفاً به عصبانیت نسبت داد. 
کنترل گری  
کنترل تلفن همراه، پوشش، رفتوآمد و ارتباطات، با مراقبت عاطفی تفاوت دارد. 
تحقیر  
تحقیر مداوم میتواند بهتدریج عزتنفس فرد را تضعیف کند . 
دروغ گویی مزمن  
پنهانکاری تکرارشونده میتواند ظرفیت اعتماد در رابطه را بهشدت کاهش دهد. 
ناتوانی در پذیرش مسئولیت  
اگر فرد در هیچ مشکلی سهم خود را نمیبیند، اصلاح رابطه دشوارتر میشود. 
بی ثباتی شدید در رابطه  
الگوی مداوم نزدیک شدن و دور شدن، وعدههای متناقض و رفتارهای غیرقابل پیشبینی، نیازمند بررسی دقیق است. 
چرا عشق گاهی مانع دیدن واقعیت می شود؟  
وقتی فرد از نظر عاطفی درگیر میشود، ممکن است اطلاعاتی را که با تصویر مطلوب او از رابطه تناقض دارند، کماهمیت تلقی کند. 
در این شرایط، جمله هایی مانند اینها زیاد شنیده میشوند: 
این رفتار فقط یکبار اتفاق افتاد . 
بعداً تغییر می کند . 
وقتی ازدواج کنیم، بهتر می شود . 
او فقط به خاطر شرایط فعلی این طور رفتار می کند . 

گاهی این برداشتها درست هستند. 
اما گاهی نیز فرد با استفاده از این توضیحات، نشانههایی را که برای تصمیمگیری اهمیت دارند، نادیده میگیرد. 
اینجاست که ارزیابی تخصصی میتواند کمککننده باشد. 
مشاوره پیش از ازدواج قرار نیست بهجای مراجع تصمیم بگیرد. 
کار مشاور این نیست که صرفاً بگوید: 
ازدواج کنید یا ازدواج نکنید. 
هدف، کمک به مراجع برای شناخت دقیقتر است: 
• شناخت خود؛ 
• شناخت طرف مقابل؛  
• شناخت الگوی رابطه؛  
• شناسایی تعارضهای اساسی؛  
• بررسی عوامل خطر؛ 
• ارزیابی ظرفیت رشد و سازگاری. 
یک نکته مهم: فرد مناسب برای همه یکسان نیست  
در انتخاب همسر، نمیتوان یک فهرست ثابت ارائه کرد که برای همه افراد یکسان باشد. 
ممکن است یک ویژگی برای فردی اهمیت بسیار زیادی داشته باشد و برای فرد دیگر اهمیت کمتری. 
آنچه اهمیت دارد، تناسب میان نیازهای روانشناختی، ارزش ها، شخصیت و سبک زندگی دو نفر است. 
برای مثال، فردی که به استقلال زیاد نیاز دارد، ممکن است با شریکی که صمیمیت بسیار شدید و حضور دائمی میخواهد، دچار  
تعارض شود. 
فردی که ساختار و نظم برایش اهمیت زیادی دارد، ممکن است با فردی بسیار بیبرنامه، در زندگی روزمره با مشکل مواجه شود. 
بنابراین سؤال اصلی فقط این نیست که: 
آیا این فرد خوب است؟  
بلکه باید پرسید: 
آیا این فرد برای من، با نیازها، ارزش ها، شخصیت و سبک زندگی من، انتخاب مناسبی است؟  
جمع بندی
 
ازدواج موفق به معنای پیدا کردن فردی بدون مشکل نیست. 
هیچ انسانی بدون ضعف، تعارض یا زخمهای روانشناختی نیست. 
آنچه در انتخاب همسر اهمیت دارد، بررسی این موارد است: 
• الگوی دلبستگی؛ 
• توانایی تنظیم هیجان؛  
• سبک حل تعارض؛  
• مسئولیت پذیری؛  
• میزان تمایزیافتگی؛  
• مرزبندی با خانوادهها؛  
• انعطافپذیری روانشناختی؛ 
• توانایی ارتباط مستقیم؛  
• طرحواره ها و الگوهای تکرارشونده؛  
• ارزش ها و اهداف زندگی؛  
• ظرفیت رشد و اصلاح. 
در تجربه مشاوره پیش از ازدواج، یکی از مهمترین نکاتی که باید به آن توجه کرد این است: 
آنچه امروز در رابطه به صورت یک الگوی تکرارشونده وجود دارد، نباید صرفاً با امید به تغییر آینده نادیده گرفته شود . 
عشق مهم است. 
اما برای ساختن یک زندگی مشترک، باید دید آیا دو نفر میتوانند در کنار عشق،  امنیت، احترام، مسئولیت پذیری، گفت وگو و ظرفیت  
رشد
را نیز ایجاد کنند یا نه. 
پیش از ازدواج، لازم نیست از خود بپرسید: 
آیا این فرد کامل است؟  
سؤال واقع بینانهتر این است: 
آیا ما با وجود تفاوت ها و محدودیت هایمان، ظرفیت ساختن یک رابطه سالم، امن و قابل رشد را داریم؟  
اگر در انتخاب همسر تردید دارید، مشاوره پیش از ازدواج میتواند به شما کمک کند تا به جای تصمیمگیری صرفاً بر اساس شدت  
احساسات، رابطه را از منظر روان شناختی و بالینی نیز بررسی کنید. 
گاهی مهمترین چیزی که در مشاوره پیش از ازدواج کشف میکنیم، این نیست که آیا این فرد خوب است یا بد؟  
بلکه این است که: 
آیا این رابطه، با تمام ویژگی ها و الگوهای موجود، برای ساختن یک زندگی مشترک سالم مناسب است؟  
شما در تجربه خودتان چه فکر می کنید؟  

به نظر شما، در مشاوره پیش از ازدواج کدام عامل بیشتر از همه نادیده گرفته میشود؟  
سبک دلبستگی، تنظیم هیجان، رابطه با خانواده ها، تفاوت های ارزشی یا الگوی حل تعارض؟  
دیدگاه خود را بنویسید. شاید تجربه شما به فردی کمک کند که در آستانه یکی از مهمترین تصمیمهای زندگی خود قرار دارد. 

 

#پیش_از_ازدواج

لینک دریافت نوبت مشاوره با خانم دکتر جلالی:

https://kosarfamily.ir/team/dktr-mrdyh-jlaly.html?action=schedules-list