اصفهان، خیابان مسجد سید، خیابان آیت الله زاهد، نرسیده به چهارراه میرداماد،مرکز مشاوره کوثر 031-32333653 8:00 الی 20:00

چرا هرچه به کنکور نزدیک‌تر می‌شویم، بعضی دانش‌آموزان بیشتر درس می‌خوانند اما کمتر به خودشان اعتماد دارند؟

به نام آنکه کوثر را آفرید

چرا هرچه به کنکور نزدیک‌تر می‌شویم، بعضی دانش‌آموزان بیشتر درس می‌خوانند اما کمتر به خودشان اعتماد دارند؟

نویسنده: دکتر مرضیه جلالی

دکتری مشاوره از دانشگاه اصفهان

 

یکی از جمله‌هایی که این روزها در جلسات مشاوره از بسیاری از دانش‌آموزان می‌شنوم این است:

هرچه بیشتر درس می‌خوانم، بیشتر احساس می‌کنم چیزی بلد نیستم.

این جمله را فقط دانش‌آموزانی نمی‌گویند که مطالعه کافی نداشته‌اند. گاهی آن را از کسانی می‌شنوم که ماه‌ها با برنامه درس خوانده‌اند، آزمون‌های آزمایشی متعددی داده‌اند و از نظر علمی در وضعیت مناسبی قرار دارند. با این حال، هرچه به روز کنکور نزدیک‌تر می‌شوند، اعتمادشان به دانسته‌های خود کمتر می‌شود.

در نگاه اول، ممکن است تصور کنیم مشکل از کمبود مطالعه است؛ اما در بسیاری از موارد، مسئله اصلی، چیزی فراتر از درس خواندن است.

آنچه آرامش نوجوان را از او می‌گیرد، همیشه حجم کتاب‌ها یا دشواری سؤال‌ها نیست؛ بلکه معنایی است که ذهن او به کنکور می‌دهد.

وقتی نوجوان به این نتیجه می‌رسد که ارزش، آینده یا حتی احترامش در خانواده، به نتیجه یک آزمون وابسته است، دیگر فقط برای پاسخ دادن به سؤال‌های کنکور آماده نمی‌شود؛ بلکه احساس می‌کند باید از ارزشمندی خود دفاع کند.

در چنین شرایطی، اضطراب دیگر یک هیجان طبیعی نیست؛ به بخشی از فرآیند امتحان تبدیل می‌شود.

کنکور، برخلاف آنچه بسیاری تصور می‌کنند، فقط حافظه و دانش را نمی‌آزماید.

این آزمون، توانایی فرد در مدیریت هیجان، تحمل ابهام، کنترل افکار نگران‌کننده و حفظ تمرکز در شرایط فشار را نیز به چالش می‌کشد.

به همین دلیل است که گاهی دو دانش‌آموز با سطح علمی تقریباً یکسان، نتیجه‌های کاملاً متفاوتی می‌گیرند.

نه به این دلیل که یکی باهوش‌تر بوده است؛ بلکه چون یکی توانسته ذهن خود را آرام نگه دارد و دیگری، بخش زیادی از انرژی روانی خود را صرف جنگیدن با اضطراب کرده است.

یکی از اشتباهاتی که این روزها زیاد دیده می‌شود، این است که دانش‌آموز، کوچک‌ترین احساس اضطراب را نشانه آماده نبودن خود می‌داند.

مثلاً اگر هنگام مطالعه احساس کند چیزی را فراموش کرده است، بلافاصله نتیجه می‌گیرد:

پس حتماً در کنکور هم همه چیز یادم می‌رود.

ذهن انسان در شرایط استرس، معمولاً آینده را بسیار تاریک‌تر از واقعیت پیش‌بینی می‌کند.

همین پیش‌بینی‌های منفی، اضطراب را بیشتر می‌کنند و اضطراب بیشتر نیز تمرکز را کاهش می‌دهد.

به این ترتیب، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن، ترس از فراموش کردن، بیش از خود فراموشی به عملکرد فرد آسیب می‌زند.

موضوع دیگری که کمتر درباره آن صحبت می‌شود، تغییر نگاه نوجوان به خودش در ماه‌های پایانی کنکور است.

بسیاری از دانش‌آموزان، به‌تدریج خود را نه بر اساس شخصیت، اخلاق، مهارت‌ها یا توانایی‌هایشان، بلکه فقط بر اساس درصد آزمون‌ها ارزیابی می‌کنند.

اگر آزمون خوبی بدهند، احساس ارزشمندی می‌کنند.

اگر نتیجه مطلوب نباشد، ناگهان تمام توانایی‌های خود را زیر سؤال می‌برند.

این نوع ارزش‌گذاری، فشار روانی بسیار سنگینی ایجاد می‌کند؛ زیرا عزت‌نفس به عاملی وابسته می‌شود که هر هفته ممکن است تغییر کند.

هیچ نوجوانی نباید یاد بگیرد که ارزش او، با یک کارنامه کم یا زیاد می‌شود.

 

در این میان، خانواده‌ها نیز نقش بسیار مهمی دارند.

بیشتر والدین، از روی دلسوزی درباره کنکور صحبت می‌کنند.

آن‌ها می‌خواهند فرزندشان موفق شود و آینده بهتری داشته باشد.

اما گاهی همین نگرانی، ناخواسته به اضطراب نوجوان تبدیل می‌شود.

وقتی گفت‌وگوهای خانه، هر روز حول ساعت مطالعه، رتبه دوستان، تعداد تست‌ها یا نتیجه آزمون‌های آزمایشی می‌چرخد، ذهن نوجوان فرصتی برای استراحت روانی پیدا نمی‌کند.

او حتی در زمان استراحت نیز احساس می‌کند باید نگران باشد.

در حالی که مغز، برای یادگیری مؤثر، به همان اندازه که به مطالعه نیاز دارد، به احساس امنیت نیز احتیاج دارد.

 

یکی از موضوعاتی که در جلسات مشاوره بارها با آن روبه‌رو می‌شوم، احساس گناه دانش‌آموزان است.

بعضی از آن‌ها می‌گویند:

وقتی یک ساعت استراحت می‌کنم، انگار مرتکب اشتباه شده‌ام.

این احساس، معمولاً نشانه مسئولیت‌پذیری نیست؛ بلکه نتیجه فشاری است که فرد به خود وارد می‌کند.

ذهنی که هیچ فرصتی برای بازیابی ندارد، به‌تدریج خسته می‌شود.

خستگی ذهن، همیشه خودش را با خواب‌آلودگی نشان نمی‌دهد.

گاهی به شکل کاهش تمرکز، فراموشی، بی‌حوصلگی یا حتی از بین رفتن انگیزه ظاهر می‌شود.

به همین دلیل، استراحت بخشی از فرآیند مطالعه است، نه مانعی برای آن.

 

نکته دیگری که کمتر به آن توجه می‌شود، تفاوت میان ترس از شکست و میل به موفقیت است.

این دو، اگرچه شبیه به نظر می‌رسند، اما مسیرهای کاملاً متفاوتی را در ذهن ایجاد می‌کنند.

دانش‌آموزی که برای رسیدن به هدف تلاش می‌کند، معمولاً در صورت اشتباه، دوباره مسیر خود را اصلاح می‌کند.

اما کسی که فقط از شکست می‌ترسد، بخش زیادی از انرژی روانی خود را صرف فرار از اشتباه می‌کند.

همین تفاوت کوچک، می‌تواند کیفیت مطالعه و حتی عملکرد روز آزمون را تغییر دهد.

 

اگر امسال داوطلب کنکور هستید، شاید مهم‌ترین نکته‌ای که دوست داشته باشم به خاطر بسپارید این باشد که اضطراب شما، دشمن شما نیست.

اضطراب، در بسیاری از مواقع، فقط نشانه آن است که موضوعی برایتان اهمیت دارد.

آنچه می‌تواند به شما آسیب بزند، نه خود اضطراب، بلکه برداشت‌هایی است که درباره آن دارید.

قرار نیست روز کنکور هیچ نگرانی‌ای نداشته باشید.

قرار نیست همه سؤال‌ها را بدانید.

قرار نیست بهترین آزمون زندگی خود را تجربه کنید.

قرار است با همان دانشی که در ماه‌ها و سال‌های گذشته به دست آورده‌اید، فرصتی پیدا کنید تا توانایی‌های خود را نشان دهید.

و این دو، با یکدیگر تفاوت دارند.

 

کنکور، بدون تردید، یکی از مهم‌ترین رویدادهای دوران نوجوانی است.

اما هیچ آزمونی نمی‌تواند ارزش، شخصیت یا ظرفیت واقعی یک انسان را اندازه‌گیری کند.

نتیجه کنکور ممکن است مسیر تحصیلی شما را تغییر دهد، اما آنچه آینده زندگی‌تان را می‌سازد، مجموعه‌ای از ویژگی‌هاست که بسیار فراتر از یک رتبه یا یک کارنامه است؛ از جمله پشتکار، انعطاف‌پذیری، توانایی یادگیری، مهارت حل مسئله و سلامت روان.

شاید مهم‌ترین وظیفه ما، به عنوان والد، معلم یا مشاور، این باشد که کمک کنیم نوجوانان، حتی در روزهای پرالتهاب کنکور، این حقیقت را فراموش نکنند.

 

پیش از پایان این مطلب، مایلم به نکته‌ای اشاره کنم که گاهی در فضای رقابتی کنکور کمتر به آن توجه می‌شود. بسیاری از دانش‌آموزان تصور می‌کنند مراجعه به مشاور فقط زمانی ضرورت دارد که از نظر درسی دچار مشکل شده باشند؛ در حالی که بخش مهمی از نقش مشاور، آموزش مهارت‌هایی است که به دانش‌آموز کمک می‌کند در شرایط فشار روانی، توانایی‌های واقعی خود را حفظ کند.

در جلسات مشاوره، هدف صرفاً ارائه برنامه درسی یا افزایش ساعت مطالعه نیست. گاهی لازم است اضطراب عملکرد، کمال‌گرایی، اهمال‌کاری، نشخوار ذهنی، ترس از شکست یا تعارض‌های خانوادگی که بر کیفیت مطالعه اثر گذاشته‌اند، به شیوه‌ای علمی بررسی و مدیریت شوند. تجربه نشان می‌دهد بسیاری از دانش‌آموزان زمانی عملکرد متفاوتی را تجربه می‌کنند که علاوه بر آمادگی علمی، از نظر روانی نیز احساس ثبات، امنیت و کارآمدی بیشتری داشته باشند.

از سوی دیگر، والدین نیز در این مسیر با پرسش‌ها و نگرانی‌های متعددی روبه‌رو هستند؛ اینکه چگونه از فرزندشان حمایت کنند، چه جملاتی به کاهش اضطراب او کمک می‌کند و چه رفتارهایی، هرچند از روی دلسوزی، ممکن است فشار روانی او را افزایش دهد. گاهی تنها یک یا دو جلسه مشاوره با محوریت خانواده، می‌تواند فضای ارتباطی خانه را به محیطی آرام‌تر و حمایتگرتر تبدیل کند.

اگر احساس می‌کنید اضطراب، فرسودگی، افت تمرکز یا نگرانی‌های مداوم، کیفیت مطالعه یا آرامش فرزندتان را تحت تأثیر قرار داده است، دریافت مشاوره تخصصی را به چشم آخرین راه‌حل نبینید. همان‌گونه که برای آمادگی علمی از معلم و منابع آموزشی کمک گرفته می‌شود، مراقبت از سلامت روان نیز بخشی از آمادگی برای یک عملکرد مطلوب است. هدف از مشاوره، حذف استرس نیست؛ بلکه کمک به نوجوان و خانواده است تا این دوره حساس را با آرامش بیشتر، تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر و حفظ سلامت روان پشت سر بگذارند.

 

#تحصیلی

لینک دریافت نوبت مشاوره با خانم دکتر جلالی:

https://kosarfamily.ir/team/dktr-mrdyh-jlaly.html?action=schedules-list