به نام آنکه کوثر را آفرید
نظریه شفقت؛ از مبانی تکاملی تا کاربرد بالینی
نویسنده : آزاده ابوطالبی
شفقت دقیقاً چیست؟
(Compassion-Focused Approach)
در رویکرد شفقتمحور، شفقت صرفاً احساس دلسوزی نیست
شفقت را میتوان بهطور کلی چنین تعریف کرد:
حساسیت نسبت به رنج خود یا دیگری، همراه با تعهد و انگیزه برای پیشگیری یا کاهش آن
بنابراین شفقت دو مؤلفه اصلی دارد:
حساسیت به رنج
توانایی دیدن و تحمل کردن رنج بدون اینکه فوراً از آن فرار کنیم، آن را انکار کنیم یا خودمان را سرزنش کنیم
انگیزه برای کاهش رنج
تمایل به انجام کاری که بتواند رنج را کاهش دهد یا ظرفیت فرد برای مواجهه با آن را افزایش دهد
پس
شفقت = آگاهی از رنج + تحمل رنج + انگیزه برای کمک به کاهش رنج
این نکته از نظر بالینی بسیار مهم است؛ زیرا شفقت با ترحم، تسلیم، قربانیکردن خود یا نادیده گرفتن مسئولیت یکسان نیست
مبنای تکاملی نظریه شفقت
یکی از پایههای نظریه شفقت، دیدگاه تکاملی است
مغز انسان حاصل میلیونها سال سازگاری برای بقاست بنابراین بسیاری از سیستمهای هیجانی ما برای حل مسئلههایی تکامل یافتهاند که به بقا مربوط بودهاند
پیدا کردن خطر
فرار از تهدید
رقابت
دفاع
پیدا کردن منابع
ایجاد پیوند
مراقبت از فرزندان
در این نگاه، انسان صرفاً یک موجود منطقی نیست
رفتار ما حاصل تعامل سیستمهای مختلف هیجانی و انگیزشی است
سه سیستم تنظیم هیجان در مدل گیلبرت
یکی از شناخته شده ترین مفاهیم CFT، مدل سه سیستم تنظیم هیجان است
این سیستم مسئول شناسایی خطر و آمادهسازی فرد برای مقابله با آن است
هیجانهای مرتبط با آن شامل:
ترس
اضطراب
خشم
انزجار
و پاسخهای رفتاری مانند:
جنگیدن
فرار کردن
اجتناب
یخ زدگی است
این سیستم برای بقا ضروری است
مشکل زمانی ایجاد میشود که بیشفعال یا مزمن شود
مثلاً فردی که دائماً خودش را با دیگران مقایسه میکند ممکن است ذهنش مرتب پیامهایی مانند این تولید کند:
«من کافی نیستم»
«باید بهتر باشم»
«اگر شکست بخورم، ارزشم را از دست میدهم»
در این حالت، سیستم تهدید میتواند حتی در نبود خطر واقعی فعال باشد
این سیستم با تجربههایی مانند
لذت
موفقیت
هیجان
پیشرفت
دستیابی به اهداف
ارتباط دارد
مثلاً وقتی دانشجو برای گرفتن نمره خوب تلاش میکند و بعد از دریافت نمره بالا احساس رضایت میکند، این سیستم فعال شده است
اما نکته مهم این است
سیستم انگیزش الزاماً همان سیستم آرامش نیست
ممکن است فردی بسیار موفق باشد اما همچنان در درون خود احساس ناامنی کند
این سیستم با تجربههایی مانند
امنیت
آرامش
تعلق
حمایت
مراقبت
ارتباط
ارتباط دارد
در مدل شفقت، فعال شدن این سیستم اهمیت زیادی دارد
هدف CFT این نیست که سیستم تهدید را حذف کنیم بلکه هدف این است که فرد بتواند سیستم تنظیمکنندهای ایجاد کند که در هنگام فعال شدن تهدید، بتواند او را آرام و تنظیم کند
نکته مهم: شفقت با مثبتاندیشی فرق دارد
این یکی از اشتباهات رایج در آموزش شفقت است
شفقت نمیگوید
«همه چیز خوب است»
یا
«به چیزهای مثبت فکر کن»
بلکه میگوید:
«میتوانم رنج را ببینم، بدون اینکه از آن فرار کنم؛ و میتوانم در مواجهه با این رنج، با خودم و دیگری به شیوهای حمایتگرانه رفتار کنم»
مثلاً:
مثبتاندیشی:
«نگران نباش، حتماً موفق میشوی»
شفقت:
«میدانم چقدر از این امتحان میترسی بیا ببینیم الان چه چیزی میتواند کمکت کند»
دومی الزاماً احساس ناخوشایند را حذف نمیکند؛ بلکه ظرفیت فرد برای مواجهه با آن را افزایش میدهد
شفقت و خودشفقتی
یکی از حوزه های مهم در این زمینه، Self-Compassion یا خودشفقتی است
در ادبیات علمی، کارهای Kristin Neff در زمینه خودشفقتی بسیار مهم هستند
خودشفقتی معمولاً شامل سه مؤلفه اصلی در مدل نف است:
مهربانی با خود: بهجای خودسرزنشگری شدید، فرد با خودش با گرمی و حمایت رفتار میکند
انسانیت مشترک: فرد میفهمد که رنج، اشتباه و ناکامل بودن بخشی از تجربه انسانی است»»
ذهنآگاهی: فرد تجربه دردناک خود را میبیند، بدون اینکه آن را انکار کند یا در آن غرق شود
بنابراین Self-Compassion ≠ Self-Indulgence
خودشفقتی به معنای هر کاری خواستم انجام بدهم نیست
مثلاً دانشجویی که درس نخوانده است، با خودشفقتی نمیگوید:
«اشکالی ندارد، هر کاری کردم درست است»
بلکه میگوید:
«من اشتباه کردم و آمادهسازی کافی نداشتم سرزنش کردن خودم کمکی نمیکند ببینم برای دفعه بعد چه کاری میتوانم انجام دهم»
تصویرسازی شفقتورزانه
فرد یک تصویر یا شخصیت شفقتورز را تصور میکند که دارای ویژگیهایی مانند:
خردمندی
قدرت
گرمی
پذیرش
ثبات است
خودشفقتورزی: فرد یاد میگیرد با خود همانگونه صحبت کند که با فردی که دوستش دارد
نامه شفقتآمیز به خود: فرد درباره یک مشکل یا شکست، نامهای از موضعی حمایتگر و غیرقضاوتی مینویسد
کار با منتقد درونی: فرد منتقد درونی خود را شناسایی میکند و بررسی میکند که این صدا چه نقشی دارد و چگونه میتوان پاسخ متفاوتی ایجاد کرد
تفاوت شفقت و عزتنفس
این موضوع برای دانشجویان روانشناسی بسیار مهم است
عزتنفس اغلب با ارزیابی مثبت از خود ارتباط دارد
«من فرد خوبی هستم»
«من توانمندم»
«من از دیگران بهترم»
اما شفقت الزاماً به ارزیابی مثبت نیاز ندارد
فرد میتواند بگوید:
«من شکست خوردم، اما همچنان شایسته مراقبت و حمایت هستم»
از این نظر، شقت میتواند در شرایط شکست نیز باقی بماند؛ در حالی که عزتنفس ممکن است به موفقیت وابسته باشد
شفقت با ترحم چه تفاوتی دارد؟
ترحم ممکن است همراه با نوعی فاصله باشد
«بیچاره او»
اما شفقت مستلزم نوعی درگیر شدن مسئولانه با رنج است
در شفقت، فرد نمیگوید
«بیچاره تو»
بلکه
«میبینم که رنج میکشی؛ من اینجا هستم و میخواهم ببینم چه کاری میتوانیم انجام دهیم»
شفقت با همدلی یکی نیست
همدلی یعنی توانایی درک و تجربه کردن وضعیت عاطفی دیگری
اما ممکن است فرد کاملاً همدل باشد و خودش نیز در رنج دیگری غرق شود
در مقابل، شفقت شامل یک مؤلفه مهم دیگر است
تنظیم و اقدام مؤثر برای کاهش رنج
بنابراین
Empathy ← فهم رنج
Compassion ← فهم رنج + انگیزه و ظرفیت پاسخ مؤثر
سه جهت اصلی شفقت
در مدل CFT معمولا از سه جهت مهم شفقت صحبت میشود
شفقت نسبت به خود: یعنی فرد بتواند در مواجهه با رنج خودش با خود مهربان و حمایتگر باشد
شفقت نسبت به دیگران: توانایی پاسخ شفقتآمیز به رنج دیگران
دریافت شفقت از دیگران: توانایی اجازه دادن به دیگران برای حمایت و مراقبت
این مؤلفه سوم بسیار مهم است
برخی افراد میتوانند به دیگران بسیار شفقت کنند اما وقتی کسی میخواهد از آنها حمایت کند، احساس ناراحتی یا ضعف میکنند
بنابراین دریافت شفقت نیز یک ظرفیت روانشناختی است.
#توسعه فردی_مهارت های زندگی
لینک دریافت نوبت مشاوره با دکتر آزاده ابوطالبی:
https://kosarfamily.ir/team/dktr-azadh-abwtalby.html?action=schedules-list