اصفهان، خیابان مسجد سید، خیابان آیت الله زاهد، نرسیده به چهارراه میرداماد،مرکز مشاوره کوثر 031-32333653 8:00 الی 20:00

رشد فردی از کجا شروع می‌شود؟ وقتی می‌فهمیم دیگر نمی‌خواهیم مثل گذشته زندگی کنیم

به نام آنکه کوثر را آفرید

رشد فردی از کجا شروع می‌شود؟ وقتی می‌فهمیم دیگر نمی‌خواهیم مثل گذشته زندگی کنیم

 

نویسنده: دکتر مرضیه جلالی

دکتری مشاوره از دانشگاه اصفهان

 

یکی از جمله‌هایی که گاهی در جلسات مشاوره فردی می‌شنوم این است:

همه چیز ظاهراً خوب است، اما خودم از زندگی‌ای که دارم راضی نیستم.

این جمله در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد؛ اما پشت آن معمولاً سؤال‌های عمیق‌تری وجود دارد:

آیا دارم زندگی‌ای را می‌کنم که خودم انتخاب کرده‌ام؟

چرا با وجود اینکه تلاش می‌کنم، احساس پیشرفت ندارم؟

چرا می‌دانم چه چیزی برایم خوب نیست، اما باز همان رفتار را تکرار می‌کنم؟

شاید رشد فردی دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ نه از جایی که تصمیم می‌گیریم انسان دیگری شویم، بلکه از جایی که برای اولین بار با خودمان صادق می‌شویم.

رشد فردی یعنی چه؟

رشد فردی را گاهی با موفقیت، افزایش درآمد، مطالعه بیشتر یا رسیدن به اهداف یکی می‌دانیم.

اما ممکن است فردی شغل خوبی داشته باشد، درآمد مناسبی کسب کند و از بیرون موفق به نظر برسد، ولی در درون خود احساس کند سال‌هاست از خودش فاصله گرفته است.

رشد فردی بیشتر از اینکه به بیشتر داشتن مربوط باشد، به آگاهانه‌تر زندگی کردن مربوط است.

یعنی بتوانیم خودمان را بهتر بشناسیم، انتخاب‌های خود را بررسی کنیم، مسئولیت آنچه در زندگی‌مان قابل تغییر است بپذیریم و در جاهایی که لازم است، مسیرمان را اصلاح کنیم.

چرا دانستن همیشه به تغییر منجر نمی‌شود؟

یکی از تناقض‌های جالب در زندگی انسان این است که گاهی دقیقاً می‌دانیم چه کاری باید انجام دهیم، اما انجامش نمی‌دهیم.

می‌دانیم باید مرز بگذاریم، اما نمی‌توانیم نه بگوییم.

می‌دانیم یک رابطه برایمان مناسب نیست، اما باز به آن برمی‌گردیم.

می‌دانیم باید برای آینده برنامه داشته باشیم، اما مدام آن را به فردا موکول می‌کنیم.

این مسئله لزوماً به معنای ضعف اراده نیست.

گاهی رفتارهای ما فقط بر اساس دانسته‌های امروزمان شکل نگرفته‌اند؛ بلکه حاصل تجربه‌هایی هستند که در طول سال‌ها یاد گرفته‌ایم.

به همین دلیل، تغییر پایدار معمولاً با سرزنش خود شروع نمی‌شود.

با شناخت خود شروع می‌شود.

گاهی مانع رشد، خودِ ما نیستیم؛ تصویری است که از خودمان ساخته‌ایم

بعضی افراد سال‌ها با یک تعریف ثابت از خود زندگی می‌کنند:

من آدم کم‌اعتمادبه‌نفسی هستم.

من همیشه همین‌طور بوده‌ام.

من نمی‌توانم تصمیم بگیرم.

من آدم ریسک‌پذیری نیستم.

وقتی یک ویژگی را بارها درباره خودمان تکرار می‌کنیم، ممکن است به‌تدریج آن را بخشی تغییرناپذیر از هویت خود بدانیم.

در حالی که انسان فقط مجموعه‌ای از ویژگی‌های ثابت نیست.

ما در طول زندگی تجربه می‌کنیم، یاد می‌گیریم، تغییر می‌کنیم و گاهی حتی برداشت‌مان از خودمان را بازسازی می‌کنیم.

بنابراین یکی از سؤال‌های مهم در مسیر رشد فردی این است:

آیا این واقعاً ویژگی من است، یا الگویی است که سال‌ها به آن عادت کرده‌ام؟

رشد فردی بدون مسئولیت‌پذیری اتفاق نمی‌افتد

مسئولیت‌پذیری به این معنا نیست که انسان خودش را مقصر تمام اتفاقات زندگی بداند.

همه چیز در اختیار ما نیست.

ما خانواده‌ای که در آن متولد شده‌ایم، بسیاری از اتفاقات گذشته یا رفتار دیگران را انتخاب نکرده‌ایم.

اما در بسیاری از موقعیت‌ها می‌توانیم انتخاب کنیم که با آنچه برایمان اتفاق افتاده، چگونه مواجه شویم.

این تفاوت بسیار مهم است:

من مسئول همه چیز نیستم؛ اما مسئول بخشی از انتخاب‌های امروز خود هستم.

همین نگاه می‌تواند فرد را از جایگاه درماندگی به سمت عاملیت و انتخاب حرکت دهد.

چرا بعضی آدم‌ها زیاد شروع می‌کنند اما تغییر نمی‌کنند؟

کتاب می‌خوانند، دوره می‌روند، برنامه می‌نویسند و برای خودشان هدف تعیین می‌کنند؛ اما بعد از مدتی دوباره به همان الگوی قبلی برمی‌گردند.

مشکل همیشه کمبود اطلاعات نیست.

گاهی فرد آن‌قدر درباره تغییر می‌داند که دیگر به اطلاعات بیشتری نیاز ندارد؛ به شناخت عمیق‌تری از چرایی رفتار خودش نیاز دارد.

اگر کسی بارها تصمیم می‌گیرد مرز سالمی در روابطش ایجاد کند اما هر بار احساس گناه مانع او می‌شود، شاید مسئله فقط ندانستن مهارت جرأت‌مندی نباشد.

شاید لازم باشد بفهمد چرا ناراحت کردن دیگران برایش تا این اندازه دشوار است.

اینجاست که رشد فردی از نصیحت فاصله می‌گیرد و به شناخت روان‌شناختی نزدیک می‌شود.

رشد واقعی همیشه با احساس خوب همراه نیست

گاهی تصور می‌کنیم اگر در مسیر رشد هستیم، باید هر روز احساس انگیزه، آرامش و رضایت داشته باشیم.

اما رشد همیشه خوشایند نیست.

گاهی رشد یعنی پذیرفتن اینکه انتخابی که سال‌ها از آن دفاع کرده‌ایم، دیگر برای ما مناسب نیست.

گاهی یعنی قبول کنیم رابطه‌ای را فقط از ترس تنهایی ادامه داده‌ایم.

گاهی یعنی بفهمیم تصویری که برای جلب رضایت دیگران از خود ساخته‌ایم، با چیزی که واقعاً می‌خواهیم متفاوت است.

رشد، همیشه اضافه کردن چیزی به زندگی نیست؛ گاهی جرئت کنار گذاشتن چیزی است که دیگر به زندگی ما تعلق ندارد.

از کجا شروع کنیم؟

لازم نیست برای تغییر زندگی، یک‌باره همه چیز را تغییر دهیم.

گاهی بهتر است فقط یک سؤال را جدی بگیریم:

در کدام بخش زندگی‌ام، بیشتر از آنکه انتخاب کنم، از روی عادت زندگی می‌کنم؟

پاسخ این سؤال می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد.

رشد فردی قرار نیست انسان را به نسخه‌ای بی‌نقص از خودش تبدیل کند.

هدف، کامل شدن نیست.

هدف این است که انسان به تدریج خودش را بهتر بشناسد، انتخاب‌های آگاهانه‌تری داشته باشد و فاصله میان زندگی واقعی و زندگی‌ای که واقعاً می‌خواهد را کمتر کند.

شاید یکی از نشانه‌های مهم رشد این باشد که دیگر از خودمان نمی‌پرسیم:

چطور آدم بهتری باشم؟

بلکه می‌پرسیم:

چطور آگاهانه‌تر زندگی کنم؟

و شاید همین تغییر کوچک در سؤال، آغاز یک تغییر بزرگ در زندگی باشد.

شما در زندگی خودتان، کدام بخش را بیشتر از روی انتخاب زندگی می‌کنید و کدام بخش را بیشتر از روی عادت؟

 

#فردی

لینک دریافت نوبت مشاوره با خانم دکتر جلالی:

https://kosarfamily.ir/team/dktr-mrdyh-jlaly.html?action=schedules-list